آژیر قرمز کارشناسان به صدا درآمد: آیا به زودی برای خرید نان باید با گونی پول به خیابان برویم؟ / کابوس «اجارهخانه روزانه» و سرنوشت ونزوئلا در چند قدمی ماست!
به نظر میرسد روزهای سیاه اقتصاد ایران نه در راه، بلکه همین حالا آغاز شدهاند. تحلیل سخنان اخیر تحلیلگران و هشدارهای وحشتناک کارشناسان دلسوز اقتصادی نشان میدهد که موتور «ابر تورم» روشن شده و اقتصاد ایران با سرعتی سرسامآور به سمت پرتگاه فروپاشی در حرکت است. دیگر صحبت از تورم ۴۰ یا ۵۰ درصد نیست؛ صحبت از نابودی کامل پول ملی است.
ریال در سراشیبی سقوط؛ چرا تعریف کلاسیک ابرتورم دیگر تسکیندهنده نیست؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده، اگرچه تعریف کلاسیک ابر تورم (تورم ماهانه بالای ۵۰ درصد) هنوز روی کاغذ ثبت نشده، اما تمام علائم حیاتی بیمار نشان میدهد که مرگ مغزی اقتصاد نزدیک است. ما اکنون در مرحله «تورم مزمن» گیر افتادهایم؛ مرحلهای که مقدمهی قطعی یک انفجار بزرگ است.
دولت با کسری بودجه وحشتناک دستوپنج نرم میکند و راهکارش چیست؟ همان اشتباه مرگبار تاریخی: خلق نقدینگی و چاپ پول بدون پشتوانه. این یعنی سیل نقدینگی در حالی وارد بازار میشود که تولید فلج شده و کالایی وجود ندارد. نتیجه؟ پول در جیب مردم تبدیل به کاغذپاره میشود.
نشانه قطعی فروپاشی: فرار مردم از بانکها
مهمترین علامت شروع این فاجعه، مرگ «اعتماد» است. طبق تحلیلهای صورت گرفته، جامعه به نقطهای رسیده که بیشتر مردم حاضر نیستند سرمایهشان را در بانک نگه دارند. مردم مثل جنگزدهها پول خود را در لحظه به کالا، غذا و مایحتاج تبدیل میکنند. وقتی مردم به سیستم بانکی پشت کنند، یعنی سوت پایان بازی اقتصاد زده شده است.
کابوس جدید مستأجران: اجارهخانه «روزانه»!
شاید ترسناکترین بخش این تحلیل، آینده بازار مسکن باشد. اگر فکر میکنید گرانی مسکن تمام شده، سخت در اشتباهید. با شروع طوفان ابر تورم، رکود چنان سنگین خواهد شد که دیگر کسی توان خرید ملک را نخواهد داشت؛ حتی پولدارها! اما فاجعه اصلی در بازار اجاره است: مالکان دیگر قرارداد یکساله نخواهند بست! آماده باشید برای روزی که صاحبخانهها به دلیل بیارزشی لحظهای پول، از شما اجاره روزانه یا هفتگی طلب کنند. امنیت روانی خانوادهها در بازار مسکن به طور کامل نابود خواهد شد.
سراب نفتی؛ چرا داشتن منابع، گارانتی پیشگیری از سرنوشت ونزوئلا نیست؟
تاریخ شوخی ندارد. آلمان بعد از جنگ جهانی، یوگسلاویِ تجزیهشده و زیمبابوه همگی این مسیر را رفتند. اما ترسناکترین شباهت ما با ونزوئلا است. کشوری که مثل ما نفت دارد، گاز دارد و صادرات داشت، اما در باتلاق ابر تورم غرق شد، برق و آب قطع شد و پولش نابود گردید. برخلاف تصور که «ما نفت داریم پس ایمن هستیم»، ونزوئلا با منابعی قویتر از ما به خاک سیاه نشست. این یعنی هیچ «گارانتی» برای جلوگیری از فروپاشی ایران وجود ندارد.
نقطه بازگشت؛ آیا هنوز راهی برای مهار هیولا وجود دارد؟
تنها پناهگاه، طلا و ارزهای خارجی شده است. این آخرین هشدار است: اگر دولت نتواند جلوی چاپ پول را بگیرد و اعتماد را برنگرداند (که بسیار بعید به نظر میرسد)، باید خودمان را برای دیدن قیمتهایی آماده کنیم که صبح یک چیز است و عصر دو برابر میشود.